رساله ای در باب افسردگی

و بقیه مشکلاتی که در این دوران شکفته می شود....

اعتماد به نفس برای ما چیزیست در حد جوراب پاریزین...

لامصب تقی به توقی سوراخ می شود و در می رود تا به کجا...

خدا نکند یک انگولکش کند و یا به جایی گیر کند همچین جری بخورد که صدایش توجه همگان را به خود جلب کند.

حال هی ما بیاییم و با زور و زحمت اعتماد به نفسی نو دربر کنیم و با گردنی افراشته در جوامع ظاهر شویم وافسوس...

همین است دیگر ...

وقتی اعتماد به نفس از گوشت و پوست وخون آدم نباشد همین است دیگر 

وقتی به داشته ها و عملکردها باشد و از درون به بیرون نتراود با هر گزکی همچین در میرود که با هیچ نخ و سوزنی دوخته نمی شود.

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/۸ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ توسط نظرات () |