رساله ای در باب افسردگی

و بقیه مشکلاتی که در این دوران شکفته می شود....

ادم ها موجودات پیچیده ای هستند. خیلی وقت ها سر از کار خودمان هم در نمی اوریم چه برسد به بقیه...

بعد این موجودات پیچیده در مواجهه با اتفاقات و حوادث واکنش های پیچیده ای هم از خودشان نشان می دهند.

حالا بماند که خودت تو کار خودت ماندی باید برای بقیه هم توضیح بدهی چه مرگت است.

و واقعا هم نمی دانی چه مرگت است و ترجیح می دهی که یک مرگیت بود. یعنی مرگ بود و خلاص...

بعد آدم ها می شوند سوهان روحت..

می خواهند محبت کنند بدتر گند می زنند تو اعصابت. خودت هم نمی دانی چی شده فقط کل اتفاق را می دانی..

مثلا می دانی ورشکست شدی یا عزیزی را از دست دادی یا مثل من هردو گزینه فوق صحیح است.

و از آن ور می بینی دیگر تمام روال زندگیت بهم خورده و افسار زندگیت از دستت در رفته ..

نه تمرکز داری و نه انگیزه ...

نه امید داری و نه انرژی...

درمانده و بی پناه..

حتی عادی ترین تصمیم گیری ها از سخت ترین معما های دنیا پیچیده تر می شود.

اسان ترین کارهای روزمره سخت تر از هوا کردن فضا پیما می شود.

غذا ها بی مزه..

رنگ ها خاکستری...

گل ها بی بو...

هیچ چیز لذت بخشی نیست.

کاملا مکانیکی زندگی می کنی اگر مجبور باشی.

مجبور نباشی کم کم منزوی می شوی و می روی به ته چاه ...

حالا چند تا راه داری.

یا خودت می فهمی افسرده ای یا نمی فهمی ...

اگر نفهمی و دلسوز نداشته باشی که خدانگهدار...

اگر نفهمی و دلسوز داشته باشی و فهیم باشد و برای درمانت اقدام بکند امیدی هست که یک روزی خوب شوی...

اگر نفهمی و دلسوز داشته باشی و اما نفهم باشد، همان بهتر که بمیری که در این بیماری دلسوز نفهم از صد تا دشمن بدتر است. چون دقیقا مثل کسی است که مریض قلبی را مجبور می کند در مسابقه دوی سرعت شرکت کند.

اما اگر بفهمی و بتوانی قدم به قدم با این بیماری مبارزه کنی یک روز خوب می شوی...

من در این وبلاگ از حال و روز خودم در این دوران می نویسم.

از کارهایی که می کنم تا اوضاع را بهتر کنم.

با نگاه طنز

اما مهم این است که بدانیم افسردگی یک بیماری مزمن و جسمی - روانی است و مانند دیابت و یا سرطان نیاز به درمان و مراقبت دارد و اطرافیان بیمار نقش اساسی در بهبود فرد دارند که متاسفانه اکثر موارد به جای کمک اسیب می رسانند.

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱٢/۱٢ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ توسط Insta ID: after_30 نظرات () |